|
سلام.واقعا خسته نباشید یک نظر هم نمیدید ؟ نمی دونم چی بگم ولی... اخه یک نظر چه کار داره حالا چند خبر مهم برای چندین رشته ی مهم داشتم بگم,اگه گفتم چون به خدا اگه تا چند ساعت هم بگردید پیدانمیکنید واقعا به به!
سلام خوبین؟ چرا نظر نمیدید؟ یا نمیگید چه مطلبی بذارم؟ حالا برای این که شور و شوق
شما رو بیدار کنم یک حالت مسابقه رو براتون میذارم هر کس که یک عنوان مطلب خوبی رو پیشنهاد کنه از مزایای این وبلاگ در اینده ی نه چندان دور میتونه استفاده کنه انشالاه که از این فرصت نهایت استفاده رو ببرید چون این فرصت یک ماه اعتبار داره, در پایان پیشاپیش عید رو به تموم ایرونی های تبریک میگم و سال خوبی پیش رو داشته باشید در پتاه حق
سلام شبهاي عاشوراييتون بر همه قبول حق
راستش يك مطلبي رو مي خواستم بگم شايد كليشه اي شده باشه نمي دونم انگار عاشوراي امسال حال و هواي خاصي داره انگار با ادمي حرف ميزنه انگار دلش مالامال از اندوه هست راستي اگه كسي مطلب خوبي براي عاشورا و امام حسين(ع) داره بگه تا بذارم توي بلاگم
سللم به همه. من دوباره میتونم عنوان هاي جديدي رو براتون بنويسم
سلام
من اومممممممممممممممممممممدددددممممممممممم لطفا بگید چه مطلبی از مطالبم رو بیشتر می پسندید و.................. اگه زمانی اهنگ وبلاگ ازارتون داد بر روی موت در پایین وبلاگ کلیک کنید راستی در مورد مطلب پایین وبلاگم نظرتون رو بگید انشاا... شاد و سربلند باشید
سلام به همهٔ دوستان گرامی خبر خبر خبر نظر به استقبال گرم شما دوستان از وبلاگ در صدد یک برنامه ی خاصیشدم تا یک محیط وبلاگ؛ مفید و خوبی برای شما داشته باشیم. برای همین موضوع یک برنامهٔ خاصی برای همهٔ دوستان در نظر گرفتم تا همه در این برنامه سهیم باشند . 1:در ابتدا این برنامه برای همهٔ وبلاگ ها در هر سایتی از قبیل:بلاگفا. بلاگ اسکاي و غیره.... 2:شما در این مجموعه باید فعال باشید فعالیت شما از قبیل به طور مثال شما میتوانید وقتی برای دوستان خود در مورد یک مطلب نظر میدهید از وبلاگ من هم در نظر تون تبلیغ کنید مثلا( بنویسید از این وبلاگ بازدید کنید با آدرس وبلاگ) حال برای اینکه زحمت شما بیحاصل نباشد برنامه هایی در نظر گرفته شده است. شما باید به هر وبلاگی که نظر میدید اسم اون وبلاگ رو در یک صفحهٔ کاغذ یاداشت کنید و سپس به این ترتیب در بخش نظرات وبلاگ ارسال کنید: 1:www.........blogfa.com 2: 3: حال مثلا شما به 20 وبلاگ نظر دادید و این وبلاگ ها رو برای من در قسمت نظرات وبلاگ یاداشت کردید من اسم این 20 وبلاگ رو در کاغذی یاداشت میکنم و اگر هر یک از این وبلاگ به من نظر دادند در ازای هر کدام از این وبلاگ هایی که شما نوشتید و اگر هر کدام از این وبلاگ ها نظر به من دادند 5 تا یک تومانی=5 تومان؛ من به یک موسسه خیریه میدم حالا با خودتون میگید چرا 5 تومن ؟ به دلیل اینکه اگر هر یک از این وبلاگ ها که شما نوشتید نظر بدند مثلا 20 وبلاگ=100تومان است. حالا با خودتون دوباره میگید چرا این الکی میخواد پول بده در این دنیایی که توجه به هم کم شده. به دلیل اینکه من یک نذری دارم و گفتم شاید با این روش هم به همنوعانم کمک کرده باشم هم اینکه خداوند کمک کردن رو دوست داره. و خصوصا هدیه دادن رو مزایای این روش 1:هر مطلبی از شما که مفید و خوب باشد و به مطلب من بخورد لینک مطلب میشود. 2:در یک روز خاص و شاید به مناسبت کل یک مطلب شما در وبلاگم گذاشته میشود. 3:شاید وبلاگم به سایت و یا یک خانهٔ وبلاگ تبدیل شود. 4:وبلاگ شما در پیوندهای وبلاگم قرار میگیرد. این مزایا تا یک ماه به طور کامل در اختیار شما قرار میگیرد و اگر یک ماه به پایان رسد این مزایا به طور نصف در اختیار شما قرار میگیرد بنابرین تا یک ماه فرصت دارید تا به این روش عمل کنید. در پایان نکته هایی چند رسول گرامی اسلام زن را به ریحانه که گلی از گلهای بهشت است توصیف میکند. خداوند تبارک و تعالی نیز براي حفظ شان و امنيت زنان فراميني صادر فرموده است. مانند دستوری که خداوند در سورهٔ احزاب بیان کرده است که به موجب این فرمان پوشش سر و تن زنان را موجب عدم ازار زنان و شناخته شدن ایشان (به نیکی )میداند. روز زن رو به تمام زنان ایرانی و غیر ایرانی تبریک میگم و آرزو میکنم در تمام مراحل زندگی شاد و سر بلند باشند.
سلام من اومدم.....................................................
با عرض سلام
اوم....................من اومدم خب از دوستانی که به وبلاگم نظر دادن متشکرم و .....حالا چندی میخوام از اتفاقاتی که گذشته بگم. با امید به اینده
سلام به شما من این مطالب رو برای شما انتخاب کردم تا به ارزش معنوی کار در سال جدید پی ببرید و........ در ضمن اين مطالب برگرفته از((باشگاه انديشه)) است سيد حسين نصر در كتاب هنر و معنويت اسلامي، هنر اسلامي را مبتني بر معرفتي با سرشت قدسي و معنوي ميداند، كه در تمدن اسلامي اين نوع معرفت را حكمت ناميدهاند. در سنت اسلامي بين معنويت و خردمندي يا فلسفه و عرفان فاصلهاي نيست و هر دو وجوه مختلف يك حقيقت محسوب ميشود، به عبارتي حكمتي كه هنر اسلامي بر آن استوار است جنبهي خردمندانهي معنويت اسلامي است. ايشان قول معروف توماس قديس را در اين مورد كه گفته است هنر بدون حكمت هيچ نيست در مورد هنر اسلامي صادق ميداند. زيرا اين هنر را بر علمي باطني مبتني ميداند كه به ظاهر اشيا بيتوجه است و ناظر بر حقيقت دروني آنهاست. هنر اسلامي به واسطهي اين علم و برخورداري از بركت محمديه حقايق اشيا را كه در ممكن غيب و خزانههاي الهي وجود دارد، در ساحت هستي مادي متجلي ميكند.(122) بوركهارت نيز در مقالهي ارزشهاي جاويدان در هنر اسلامي از كتاب آئينهي عقل شهودي، نيز در ساير آثار خود بر اين امر تأكيد ميكند و به اين نكته توجه دارد.(123) مولانا جلالالدين بلخي نيز در ابياتي از ديوان كبير ما را به تبعيت از نوع خاصي از حكمت ميخواند: چرا جان را نيارايي به حكمت كه ارزد هر دمش صد چين و ماچين نه آن حكمت كه مايهي گفت و گويست از آن حكمت كه گردد جان خدابين خدايا در رسان جان را به جانها بدان راهي كه رفتند آل ياسين دعاي ما و ايشان را درآميز چنان از ما دعاي و از تو آمين(124) مولانا در اين ابيات حكمت را به دو نوع حكمتي كه از آن جان خدابين ميشود و حكمتي كه مايهي گفتوگو است تقسيم ميكند. حكمتي كه جان را خدابين ميسازد حكمتي است كه جان مولانا در طلب آن بيقرار است و آرزوي رفتن به راهي را ميكند كه آل ياسين (ع) رفتهاند. به عبارتي، حكمت متألهياي كه مولانا ميجويد، حكمت آل محمد صلي الله عليهم اجمعين است. پيش از مولانا، شيخ اشراق سهروردي نيز به اين توجه تام داشت. او نيز با تقسيم حكمت به دو بخش حكمت بحثي و حكمت متألهي، تعلق خاطر به حكمت متألهي را آشكار ساخته بود. پيش از او نيز ابن سينا بر اين طريق قرار گرفته بود.(125) ايزوتسو اعتقاد دارد كه نوعي از فلسفه كه از حيث سنخيت و خصوصيات شايسته است كه اسلامي لحاظ شود، فقط پس از ابن رشد پديدار شد و باليد؛ و در دورهي صفويه به اوج خلاقيت نيرومند خود رسيد. اين نوع خاص فلسفه اسلامي در ايران و در ميان شيعه ظهور و گسترش يافت، همان است كه كربن آن را تأله ناميده است. وي ساختمان صوري تفكر از نوع حكمت را از دو ديدگاه قابل مطالعه و تحليل ميداند. نخست از لحاظ فلسفهي محض و دوم از لحاظ بينشي مبتني بر تجربهي عرفاني واقعيت يا حقيقت نهايي. وي اذعان دارد كه حكمت شيعي، همان تعاليم باطني و خاص ائمه شيعه (ع) است، كه تأثير بزرگي در پيدايش و شكلگيري حكمت داشتهاند. از لحاظ فلسفهي محض، حكمت به عنوان يك فلسفهي مدرسي كامل عرضه و آشكار ميشود. اين فلسفه نظامي منسجم و دقيقاً منطقي با مفاهيم مدرسي است كه اغلب به ابن سينا برميگردد. اما از لحاظ بينش عرفاني حقيقت نهايي، تجربهي عرفاني كه در اساس حكمت قرار دارد، آن را فلسفهاي ميداند كه نتيجهي كار عقلي محض در مرتبهي استدلال نيست. «حكمت بيشتر حاصل ابتكاري و اصيل فعاليت عقل تحليلي نيرومندي است كه با درك و دريافت عميق شهودي واقعيت، حتي درك و دريافت چيزي وراع آن نوع واقعيت كه براي وجدان و شعور آدمي قابل وصول و دستيابي است، تركيب و تأليف و تأييد و تقويت شده باشد. حكمت، تفكر منطقي را بر پايهي آنچه ميتوانيم فوق وجدان و آگاهي بناميم نشان ميدهد. درين جهت، حكمت يا فلسفهي حكمي در مورد تفكر سهروردي و ابن عربي نيز صادق است».(126) سهروردي همان گونه كه بعداً به تفصيل خواهيم گفت در جاي جاي آثار خود به حكمت حقيقي كه ناشي از سير و سلوك معنوي و روحاني و شهود عقلاني است اشاره ميكند از جمله در مشرع سوم از كتاب المشارع و المطارحات، در اشكالهايي كه بر مشايين ميگيرد، ميگويد: «ايشان را براي دفع آن اشكالات راهي، در چيزهايي كه بر آنها ايراد ميكنيم چارهاي نيست، بحثكنندهي صاحب بصيرت يقين دارد كه آن چيزهايي كه آنها ذكر ميكنند، كوششهايي تباه است؛ و غرض ايشان ضايع ساختن وقت است بدون هيچ فايدهاي. با آشكار شدن اين گونه مباحث، حكمت منقطع ميشود، علوم ناشي از سير و سلوك در عالم قدس از ميان ميرود، راه رسيدن به ملكوت بسته ميشود. سطرهايي از گفتارها به جاي ماندهاند، به حكيم مانندگان بدانها گمراه شدند، گروهي از ايشان گمان ميبرند كه انسان، به مجرد خواندن كتاب از اهل حكمت ميشود، بيآنكه در سلوك راه عالم قدسي و مشاهدهي نورهاي روحاني، گام گذاشته باشد…»(127) پس به اعتقاد سهروردي، حكمت حقيقي حكمتي است كه از طي طريق و سير و سلوك معنوي و مشاهدهي انوار روحاني كسب شود؛ نه از طريق خواندن كتاب و قيل و قال مدرسه. به عبارت ديگر، سهروردي سعي دارد براي ما روشن سازد كه، تخلق و تحقق معاني در وجود حكيم او را به حكمت حقيقي رهنمون ميشود و صرفاً با خواندن چند كتاب و مباحثه در كم و كيف آنها حكمت آشكار نميشود. با امید به اینده
سلام به شما من این مطالب رو برای شما انتخاب کردم تا به ارزش معنوی کار در سال جدید پی ببرید و........ در ضمن اين مطالب برگرفته از((باشگاه انديشه)) است همان طور كه كاملاً آشكار است، پيش از شرح و بسط هر گونه نظام كلامي، فلسفي و فقهي در دين ابتدا اين هنر قدسي ديني است كه شكل ميگيرد.(25) قرآن كريم خود نمونهي برجستهاي از اين هنر مقدس است. تلاوت آيات كريمه با صداي خوش و همچنين نوشتن قرآن به خط زيبا هم يك عمل عبادي و هم يك هنر مقدس است. نبايد پنداشت كه صورت هنر ديني فقط محدود به تلاوت و نوشتن قرآن كريم ميشود. حضور بسيار پررنگ باورها و عقايد ديني در پوشاك، معماري، وسايل و ابزار زندگي روزمره، شامل: بافتهها، اشيا فلزي و گلين، زينتها و جواهرات… همگي بر اين نكته تأكيد دارند كه حتي در جزئيترين جوانب زندگي و حيات يك مؤمن غفلت از ذكر الهي رخ نميداده است. طبق آنچه در كتب فقهي و احكام عملي شريعت اسلام آمده است، حتي اعمال بسيار ساده و به ظاهر بياهميت، نيز بايد با اذكار و اوراد خاصي انجام گيرند. «الذين يذكرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً»(26) صفت مؤمنان مسلمان و اولي الالباب است. زيرا به ايشان فرمان داده شده است: «و اذكر ربك كثيراً و سبح بالعشي و الابكار»(27). با توجه به درجات اعمال معروف از واجب تا مباح ميتوان به درجات اين مناسك و هنر ديني پي برد. اين امر فقط منحصر به جهان اسلام نيست كه اعمال و مناسك ديني نوعاً كار هنري باشد. در ساير سنتهاي ديني مانند كيش هندو اعمال روزانهي يك هندو مانند مناسك مقدسي تعريف شده است و بسياري از نمودهاي آن عمل هنري است. مانند ترسيم ماندالا توسط يك زن هندي كه توأمان هم مناسك ديني و هم هنر مقدس است.(28) نكتهي مهمي كه بايد به ياد داشته باشيم اين است كه در يك جامعه يا تمدن ديني تقسيم هنرها به هنر مقدس، هنر ديني و هنر سنتي وجود نداشت. اصولاً هنر جز هنر مقدس نبود.(29) براي اين كه يك مؤمن جز رضا و قرب حق تعالي چيز ديگري طلب نميكند. حضور قوي و آشكار وحي در همهي شئون زندگي انسان مسلمان را هيچ گاه نبايد از ياد برد. خلاصه آن كه يك مسلمان حتي يك آن از ياد و ذكر خدا غافل نيست. يك مسلمان در همهي احوالات خود در حال عبادت است. زيرا در قرآن كريم كه خود ذكر مبين است(30) هدف از خلقت انسان و جن را عبادت خداوند دانسته است «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون»(31). خداوند پس از آنكه خود را به انسانها ميشناساند ايشان را به اقامهي نماز براي ذكر خويش فراميخواند: «انني انا الله لا اله انا فاعبدني و اقم الصلوه لذكري»، (32) براي همين همهي امور يك مسلمان مؤمن جنبهي عبادي به خود ميگيرد «يا ايها الذين امنوا اذكرو الله ذكرا كثيرا»(33) و او يك لحظه از اين حال دور نميشود، حتي در حال بيع و تجارت «رجال لا تلهيهم تجاره و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلوه»، (34) لذا او از كار عبث يعني فعلي كه در آن رضاي حق نباشد امساك ميكند. براي او آنچه نزد خداست از هوسراني و تجارت برتر است «قل ما عند الله خير من اللهو و من التجاره»(35) او به تجارتي فراخوانده شده است كه وي را از عذاب اليم نجات مي دهد، «يا ايها الذين امنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم»(36) او عبث آفريده نشده است كه كار عبث كند «افحسبتم اما خلقناكم عبثاً و انكم الينا لاترجعون».(37) حوزهي فقه اسلامي به افعال و اعمال مسلمانان نظري خاص دارد. تقسيم اعمال و كردار به پنج دستهي واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام همانند جهات اصلي صفحهي قطبنما مسلمان را در يافتن مسير درست راهنمايي ميكند.(38) حركت يك مؤمن همواره پرهيز از محرمات و مكروهات و انجام واجبات و مستحبات است. «هم درجات عندالله»(39) با تعالي يك بندهي مؤمن و كسب قرب بيشتر با تقواي بيشتر، درجهي ميزان اعمال او به سمت واجبات، بالاتر ميرود تا جايي كه «حسنات الابرار سيئات المقربين» ميگردد. لطفا نظر بدید چون عقیده ها در این موضوع مهم است. با امید به اینده
|
About![]()
سلام .من بهار هستم كه اين وبلاگ رو ساختم .
Home
|