در پست قبلي گفته بودم
كه براتون مي پرسم اگه راضي بودن اون منبع گفت:فقط در صورتي راضي هست
كه از اين مطالب كپي برداري نشه در غیر اين صورت راضي نيست و............
من هم چون صاحب اين وبلاگ هستم اگر از اين مطالب در جاييي كپي برداري
شود به خدا قسم تا قيامت راضي نيستم .
و در روز قيامت بايد جواب پس دهيد .
چون ما در ماههاي محرم هستيم مناسب دونستم كه يك مطلب مذهبي براتون
انتخاب کنم
در ضمن اين مطالب برگرفته از((باشگاه انديشه)) است
همان گونه كه اشاره شد يكي از طرق ظهور سنت طريق هنر مقدس است. هنر مقدس در همهي سنتهاي الهي نقشي اساسي در راهبري و هدايت مخاطبان آن سنتها بوده است. از كلمات كتاب طبيعت تا كلمات مكتوب بر كتب مقدس، سنت، انسان را مخاطب خود قرار ميدهد. هنر مقدس در درون هنر سنتي نهفته است و هنر سنتي مانند همهي امور ديگر يك تمدن سنتي منبعث از اصول است. هنر قدسي مانند اعمال عبادي و شعائر ديني و باطني سنت مستقيماً با مركز و امر قدسي مرتبط است و هنر سنتي به طور اعم از اين كيفيت بهرهمند است.
هنر سنتي از اين حيث داراي مشخصههايي است كه با آن مشخصهها از ساير اشكال هنر يا هنر موصوف به صفات ديگر منفك ميشود. از جمله هنر عرفي يا دنيوي صرف. اگر دين را به معناي ظاهري آن نگيريم، هنر ديني را ميتوانيم همان هنر سنتي بخوانيم. ولي همين هنر ديني نيز داراي گسترهاي است كه از هنر كاملاً ديني تا هنر كمتر ديني را دربرميگيرد. به عبارتي هنر سنتي داراي طيفي است از هنر سنتي تا هنر قدسي. ولي در تمدن سنتي هنر غيرديني صرف نداريم. اما اگر دين را به معناي ظاهري دين بگيريم در اين صورت ممكن است هنري ظهور كند كه از حيث موضوع ديني است ولي به هيچ عنوان قدسي يا سنتي نيست. مانند آثار ميكل آنژ كه از حيث موضوع ديني است ولي از حيث خصوصيات هنر سنتي اصلاً نيست يا به عبارتي به معناي واقعي هنر ديني نيست.
فريتهوف شوان اعتقاد دارد كه در تمدنهاي سنتي، بدون شك هيچ هنري وجود ندارد كه كاملاً غيرديني باشد. هنر ميتواند به ميزاني نسبي غيرديني شود تا آن حد كه مايهي آن كمتر رمز و تمثيل و بيشتر غريزهي خلاقيت باشد. بنابراين چنين هنري به علت فقدان يك موضوع ديني يا يك تمثيل معنوي، غيرديني و عرفي تلقي ميشود؛ لكن به سبب انضباط صوري كه سبك آن را به وجود ميآورد سنتي است.
ايشان در مقالهي «اصول و معيارهاي هنر جهاني» ميفرمايد: «در دوران نزديك به مبدأ وحي، هنر همواره محدود به ساختن اشيا براي مراسم آييني و نيز آلات و ابزار كار و اشيا خانه بود. ولي حتي اين آلات و اشيا مانند اعمالي كه اين اشيا به آن اشاره ميكند كاملاً رمزي بود و بنابراين مرتبط به مراسم آييني و قلمرو دين بود. اين امر ما را به حقيقت بس مهم ميرساند كه هنر ديني اكثراً هدف زيبايي ظاهري را ناديده ميگيرد و زيبايي آن بيش از هر چيز از حقيقت معنوي و بنابراين از دقيق بودن جنبهي رمزي و تمثيلي آن و نيز از فايده آن براي اعمال آييني و مشاهدهي عرفاني سرچشمه ميگيرد و عوامل سنجشناپذير ذوق شخصي فقط يك عنصر فرعي است. در واقع دليلي براي انتخاب بين اين دو عامل هيچ گاه وجود نداشته است. جهاني كه در سطح مصنوعات بشري زشتي نميدانست و در جهاني كه به اعتبار ديگر هنوز اشتباه و خطا در صور و اشكال دانسته نشده بود، عوامل مربوط به زيبايي ظاهري نميتوانست در خور اهميت اساسي باشد. زيبايي همه جا بود، از طبيعت گرفته تا خود انسان.
با امید به اینده