اولا من عید رو به تموم ایرونی های عزیز خصوصا وبلاگ نویسان تبریک میگم ثانیا :
من این مطالب رو برای شما انتخاب کردم تا به ارزش معنوی کار در سال جدید پی ببرید و........
در ضمن اين مطالب برگرفته از((باشگاه انديشه)) است
جدايي بين كار و هنر از شاخصههاي دنياي جديد است. بريان كيبل اعتقاد دارد كه براي انسان صنعتزدهي امروزي تمايز آشكار بين كار و هنر وجود دارد. انسان مدرن هنر را به قلمرو حساسيت زيباشناسي رانده و كار را قلمرو كوشش براي توليد قرار داده است.(41) در تمدنهاي سنتي بالاخص تمدن اسلامي چنين چيزي اصلاً مشاهده نميشود؛ كار، به هيچ عنوان از وجوه عميق معنوي و جمالپرستي هنروران جدا نيست، در اين وجه استحساني دين است كه آميختگي عميقترين مفاهيم ديني با همهي شئونات زندگي دنيوي آشكار ميشود. اصحاب فنون و پيشهها حتي در زندگي روزمرهي خود از ذكر و ياد خداوند غافل نبودند. واقعيت تاريخي رواج آداب جوانمردي در ميان اصحاب فنون و پيشهها و اصناف هنروران، كه نوعي سرسپردگي به آداب و آيين باطني دين به شمار ميرود، گواه اين امر است.
رنه گنون (شيخ عبدالواحد يحيي)، در فصل هشتم از كتاب معروف خود «سيطرهي كميت و علائم آخر زمان»(42) به تمايز ميان هنرها و پيشهها يا ميان هنرمند و پيشهور در دوران تجدد (مدرنيسم) غرب ميپردازد، آن را نتيجهي انحراف و انحطاطي خوانده كه تجدد (مدرنيسم) در جايگزيني بينش غيرسنتي به جاي بينش سنتي در همهي امور پديد آورده است. قدما، هم پيشهور (artisan) و هنرمند (artist) به معناي امروزي را «هنرور» (artifex) ميدانستند؛ اما مقصود آنان، از اين كلمه، هنرمند و پيشهور به معناي كنوني اين دو اصطلاح نبود؛ كلمهي هنرور حاوي چيزي بيش از معناي هنرمند و پيشهور كنوني بود، در قديم به سبب طبيعت كيفي پيشه، كار مشمول هنر به معني خاص اين كلمه بود؛ لكن متجددان، در بينش محدود و تنگ نظرانهاي كه از هنر دارند، آن را به نوعي قلمرو مسدود تنزل ميدهند يعني هنر را عاري از هر گونه ارزش و اهميت عملي ميدانند.(43) در تمامي تمدنهاي سنتي، كليهي افعال و اعمال بشر در همهي صورتهاي گوناگون خود، برخاسته از اصول است.
از كلمات گهربار اميرالمؤمنين (ع) است كه فرمودهاند: «الناس في الدنيا عاملان: عامل في الدنيا للدنيا، قد شغلته دنيا عن آخرته يخشي علي من يخلف الفقر و يأمنه علي نفسه فيفني عمره في منفعه غيره؛ و عامل في الدنيا لما بعدها، فجائه الذي له بغير عمل فاحرز الحظين معا و ملك الدارين جميعاً»(44)، مردمان در دنيا دو گونه كار ميكنند: يكي كار ميكند در دنيا از براي دنيا، همانا دنياي او وي را از آخرتش مشغول ميدارد، از كسي كه پشت سر خود فقر را به جا ميگذارد ميترسد، از فقر بر نفس خويش ايمن است، پس عمر خود را در منفعت غير آن تباه ميكند؛ و ديگري در دنيا كار ميكند براي بعد از آن، پس براي او حظي به جز عملش ميآيد، دو نصيب را با هم احراز ميكند و مالك دو عالم ميشود. همچنين از ايشان مروي است كه «و اخلصلله عملك و عملك و حبك و بغضك و اخذك و تركك و كلامك و صمتك»(45)، از براي خدا كردار و دانش، دوستي و دشمني، گرفتن و واگذاري، گفتار و سكوتت را خالص گردان. كردار و اعمال دنيوي همگي براي آخرت است. «الاعمال في الدنيا تجاره الاخره»(46)
امام محمد غزالي در كتاب علم كه نخستين بخش از احيا علوم الدين را تشكيل ميدهد، به حديثي با همين مضمون، دنيا را مزرعهي آخرت برشمرده و دنيا را منتظم بر اعمال انسانها دانسته است. وي اعمال را سه قسم ميكند: اول) اصول كه بيآنها عالم قوام ندارد و شامل چهار صناعت است: سياست، براي الفت يافتن جماعت با هم و ياري بر نظم اجتماعي و معيشت؛ برزگري، براي طعام؛ جولاهگي، براي لباس؛ و رازي (بنايي) براي مسكن. دوم) آنچه خادم و مهد اصول صناعت است: مانند آهنگري كه ابراز كشت و برزگري را فراهم ميكند، يا حلاجي، كه پنبهي لازم براي جولاه و بافنده را حاضر ميكند. سوم) آنچه اصول صناعت را به كمال رساند: همانند، آرد كردن و پختن نان از گندم؛ يا گازري و خياطي براي دوختن لباس از پارچهاي كه بافنده بافته است. وي همچنين به نقش تعليمي علم و سياست راهبرنده به سوي نجات ميخواند.
با امید به اینده