تبليغاتX
مسافر جزیره

مسافر جزیره
every thing that u think

بهار

سلام .من بهار هستم كه اين وبلاگ رو ساختم .
راستش توي اين وبلاگ سعي بر اين هست موضوعاتي
كه جذاب و سرگرم كننده هست براي شما جمع اوري بشه.
مسئله ي ديگه اين هست چون تابستون اومده من بيشتر فرصت دارم
كه براي شما مطالب خواندني رو بنويسم.
بخاطر همين هر 2 يا3يا فوقش 4 روز به روزم.
براي اين كه دوستان تازه تري با عقايد متفاوت پيدا كنيد
مي تونيد اين ادرس رو كليك كنيد در اين ادرس مديرش خودمم.
www.mypardis.com/art/mehrazar
راستي اگر دوستان طالب پست جديد هستند بايد
نظرات به دهتا و يا بيشتر از اون بشه تا به روز بشم.
و خواهشي كه از شما داشتم اين هست كه لطفا پست هاي
قديمي من رو هم بخونيد چون بعضي ها براي پستهاي
قديمي من يك وبلاگ ساختن و گفتم به روز ميشم
شايد به پستهاي قديميم سروسامان بخشيدم.
pretty_holt@yahoo.com

» هفته اوّل مهر 1388
» هفته چهارم شهریور 1388
» هفته چهارم مرداد 1388
» هفته چهارم تیر 1388
» هفته چهارم بهمن 1387
» هفته دوم دی 1387
» هفته اوّل دی 1387
» هفته چهارم مهر 1387
» هفته سوم شهریور 1387
» هفته دوم شهریور 1387
» هفته سوم اردیبهشت 1387
» هفته چهارم اسفند 1386
» هفته اوّل بهمن 1386
» هفته اوّل آذر 1386
» هفته سوم شهریور 1386
» هفته چهارم مرداد 1386
» هفته سوم تیر 1386
» هفته اوّل خرداد 1386
» هفته چهارم فروردین 1386
» هفته دوم فروردین 1386
» هفته اوّل فروردین 1386
» هفته چهارم اسفند 1385
» هفته اوّل اسفند 1385
» هفته چهارم بهمن 1385
» هفته چهارم آذر 1385
» هفته سوم مهر 1385
» هفته سوم شهریور 1385
» هفته اوّل شهریور 1385
» هفته چهارم مرداد 1385
» هفته دوم مرداد 1385
» هفته اوّل مرداد 1385
» هفته چهارم تیر 1385
» هفته سوم تیر 1385
» هفته چهارم خرداد 1385
» هفته دوم خرداد 1385
»
»
»
»
»
»
»
» raha-rahil
» kolbeyeasheghan
» crazyscorpion
» بی خبری.............خیللللللللللی بده
» زود دیر میشه
» باز آمد و آتش عشق بر همه عالم زد
»
» آی آی سلام
» فراموش شده ها خیلی زود از یاد رفتن
» سلام به ان روزها
» تبریک -ای یه عالمه
» ای یه عالمه گله
» اثرات مضر تلویزیون بر زندگی ادمی

معناي علم و عرفان اسلامي و رابطه‌ي شعر و حكمت بیست و سوم فروردین 1386

سلام به  شما

من این مطالب رو برای شما انتخاب کردم تا به ارزش معنوی کار در سال جدید پی ببرید و........

 در ضمن اين مطالب برگرفته از((باشگاه انديشه)) است

 

سيد حسين نصر در كتاب هنر و معنويت اسلامي، هنر اسلامي را مبتني بر معرفتي با سرشت قدسي و معنوي مي‌داند، كه در تمدن اسلامي اين نوع معرفت را حكمت ناميده‌اند. در سنت اسلامي بين معنويت و خردمندي يا فلسفه و عرفان فاصله‌اي نيست و هر دو وجوه مختلف يك حقيقت محسوب مي‌شود، به عبارتي حكمتي كه هنر اسلامي بر آن استوار است جنبه‌ي خردمندانه‌ي معنويت اسلامي است. ايشان قول معروف توماس قديس را در اين مورد كه گفته است هنر بدون حكمت هيچ نيست در مورد هنر اسلامي صادق مي‌داند. زيرا اين هنر را بر علمي باطني مبتني مي‌داند كه به ظاهر اشيا بي‌توجه است و ناظر بر حقيقت دروني آنهاست. هنر اسلامي به واسطه‌ي اين علم و برخورداري از بركت محمديه حقايق اشيا را كه در ممكن غيب و خزانه‌هاي الهي وجود دارد، در ساحت هستي مادي متجلي مي‌كند.(122) بوركهارت نيز در مقاله‌ي ارزش‌هاي جاويدان در هنر اسلامي از كتاب آئينه‌ي عقل شهودي، نيز در ساير آثار خود بر اين امر تأكيد مي‌كند و به اين نكته توجه دارد.(123) مولانا جلا‌ل‌الدين بلخي نيز در ابياتي از ديوان كبير ما را به تبعيت از نوع خاصي از حكمت مي‌خواند:

چرا جان را نيارايي به حكمت                                     

كه ارزد هر دمش صد چين و ماچين

نه آن حكمت كه مايه‌ي گفت و گويست                       

از آن حكمت كه گردد جان خدابين

خدايا در رسان جان را به جان‌ها                             

بدان راهي كه رفتند آل ياسين

دعاي ما و ايشان را درآميز                                      

چنان از ما دعاي و از تو آمين(124)

 

مولانا در اين ابيات حكمت را به دو نوع حكمتي كه از آن جان خدابين مي‌شود و حكمتي كه مايه‌ي گفت‌وگو است تقسيم مي‌كند. حكمتي كه جان را خدابين مي‌سازد حكمتي است كه جان مولانا در طلب آن بي‌قرار است و آرزوي رفتن به راهي را مي‌كند كه آل ياسين (ع) رفته‌اند. به عبارتي، حكمت متألهي‌اي كه مولانا مي‌جويد، حكمت آل محمد صلي الله عليهم اجمعين است.

پيش از مولانا، شيخ اشراق سهروردي نيز به اين توجه تام داشت. او نيز با تقسيم حكمت به دو بخش حكمت بحثي و حكمت متألهي، تعلق خاطر به حكمت متألهي را آشكار ساخته بود. پيش از او نيز ابن سينا بر اين طريق قرار گرفته بود.(125)

ايزوتسو اعتقاد دارد كه نوعي از فلسفه كه از حيث سنخيت و خصوصيات شايسته است كه اسلامي لحاظ شود، فقط پس از ابن رشد پديدار شد و باليد؛ و در دوره‌ي صفويه به اوج خلاقيت نيرومند خود رسيد. اين نوع خاص فلسفه اسلامي در ايران و در ميان شيعه ظهور و گسترش يافت، همان است كه كربن آن را تأله ناميده است. وي ساختمان صوري تفكر از نوع حكمت را از دو ديدگاه قابل مطالعه و تحليل مي‌داند. نخست از لحاظ فلسفه‌ي محض و دوم از لحاظ بينشي مبتني بر تجربه‌ي عرفاني واقعيت يا حقيقت نهايي. وي اذعان دارد كه حكمت شيعي، همان تعاليم باطني و خاص ائمه شيعه (ع) است، كه تأثير بزرگي در پيدايش و شكل‌گيري حكمت داشته‌اند.

از لحاظ فلسفه‌ي محض، حكمت به عنوان يك فلسفه‌ي مدرسي كامل عرضه و آشكار مي‌شود. اين فلسفه نظامي منسجم و دقيقاً منطقي با مفاهيم مدرسي است كه اغلب به ابن سينا برمي‌گردد. اما از لحاظ بينش عرفاني حقيقت نهايي، تجربه‌ي عرفاني كه در اساس حكمت قرار دارد، آن را فلسفه‌اي مي‌داند كه نتيجه‌ي كار عقلي محض در مرتبه‌ي استدلال نيست.

«حكمت بيشتر حاصل ابتكاري و اصيل فعاليت عقل تحليلي نيرومندي است كه با درك و دريافت عميق شهودي واقعيت، حتي درك و دريافت چيزي وراع آن نوع واقعيت كه براي وجدان و شعور آدمي قابل وصول و دستيابي است، تركيب و تأليف و تأييد و تقويت شده باشد. حكمت، تفكر منطقي را بر پايه‌ي آنچه مي‌توانيم فوق وجدان و آگاهي بناميم نشان مي‌دهد. درين جهت، حكمت يا فلسفه‌ي حكمي در مورد تفكر سهروردي و ابن عربي نيز صادق است».(126)

سهروردي همان گونه كه بعداً به تفصيل خواهيم گفت در جاي جاي آثار خود به حكمت حقيقي كه ناشي از سير و سلوك معنوي و روحاني و شهود عقلاني است اشاره مي‌كند از جمله در مشرع سوم از كتاب المشارع و المطارحات، در اشكال‌هايي كه بر مشايين مي‌گيرد، مي‌گويد:

«ايشان را براي دفع آن اشكالات راهي، در چيزهايي كه بر آنها ايراد مي‌كنيم چاره‌اي نيست، بحث‌كننده‌ي صاحب بصيرت يقين دارد كه آن چيزهايي كه آنها ذكر مي‌كنند، كوشش‌هايي تباه است؛ و غرض ايشان ضايع ساختن وقت است بدون هيچ فايده‌اي. با آشكار شدن اين گونه مباحث، حكمت منقطع مي‌شود، علوم ناشي از سير و سلوك در عالم قدس از ميان مي‌رود، راه رسيدن به ملكوت بسته مي‌شود. سطرهايي از گفتارها به جاي مانده‌اند، به حكيم مانندگان بدان‌ها گمراه شدند، گروهي از ايشان گمان مي‌برند كه انسان، به مجرد خواندن كتاب از اهل حكمت مي‌شود، بي‌آنكه در سلوك راه عالم قدسي و مشاهده‌ي نورهاي روحاني، گام گذاشته باشد»(127)

پس به اعتقاد سهروردي، حكمت حقيقي حكمتي است كه از طي طريق و سير و سلوك معنوي و مشاهده‌ي انوار روحاني كسب شود؛ نه از طريق خواندن كتاب و قيل و قال مدرسه. به عبارت ديگر، سهروردي سعي دارد براي ما روشن سازد كه، تخلق و تحقق معاني در وجود حكيم او را به حكمت حقيقي رهنمون مي‌شود و صرفاً با خواندن چند كتاب و مباحثه در كم و كيف آنها حكمت آشكار نمي‌شود.

با امید به اینده


» mbs-mbs
» انجمن علمی دانشجویان
» پردیس موعود
» کدهای توپ
» likeabc
» eilia37
» گپ 2 ((alihaddadi))
» عکس+عکس((shahin-mahrusa))
» sport
» atashekavir
» neynavaz
» golabiha
» jeghjegheh
» shaparakaa
» skailand2
» javonak
» cheraghemah
» milad-evil
» mehrnoushalone
» سرگرمي
» مداد ابي
» golabdan
» varzeshi
» جلب مخفي
» پیتزا مخلوط
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme